|
بسوختیم در این ارزوی خام و نشد
|
خوابی که در اون فرداش امتحان داری و هیچی نخوندی و امتحان برات خیلی مهمه
ولی خب شما هیچی بلد نیستی یا خوب بلد نیستی و باید اون امتحان بدی
و وقتی که از خواب بیدار میشی تازه میفهمی که بابا شما تحصیلاتت تمام شده
واصلا درسی و کتابی نیست که بخوای اون امتحان بدی وخیالت راحت میشه
حالا من فک میکنم هنگام مرگ و زندگی اون دنیا هم همین باشه
یه روز شاید بفهمیم که بابا این جوریا هم نبوده که این همه به خودمون سخت گرفتیم
و..............
خب البته این فقط یه حدس و گمانه
و باز امده ای نیست که به ما گوید راز