|
بسوختیم در این ارزوی خام و نشد
|
یه مدته همش تو این فکرم که چرا ما هدف زندگی مون گم کرده ایم
ایا همش همینه که بچگی رو پشت سر بذاریم به ظاهر بزرگ شیم ازدواج کنیم
بعد بچه بیاریم بعدشم پیر شیم ومنتظر شیم که کی بمیریم.
و تو این مسیر هم لحظه ای از لذات دنیا چشم پوشی نکنیم و برای بدست اوردن پول و
مقام بیشتر تن به هر ذلتی بدهیم و برای صعود به قله های به ظاهر ترقی از پله کردن هیچ چیز وهیچ
کس هم نهراسیم.
بخدا این نیست این هدف زندگی نیست اصلا به هیچ وجه....این نیست.
از خواب گران وسنگین غفلت بیدار شیم.بیایید مهربون شیم.باز هم مهربون شیم.
بیایید اون خدای مهربونی که اون بالا نشسته ومدام مواظب ماست ومنتظر که ما
یه لحظه هم که شده بیادش باشیم وفراموش نکنیم.
وبدونیم که
باید بسیاری از درها رو به روی خود ببندیم تا باز شه درهای اسمانیش به روی ما
بیایید.............
دستتو بده من زود باش........